حقیقت فیزیک
فیزیک -شیمی- زیست - زمین شناسی و انتقادی
                                                        
درباره وبلاگ

علی صارمی متولد 1362دبیر فیزیک مجتمع آموزشی شهید بهشتی (تیزهوشان)و دبیرستان نمونه باقرالعلوم(ع)شهرستان بروجرد.ممکن است بسیاری از مطالب در راستای رشته تحصیلی بنده نباشد ولی امیدوارم در شناسایی حقایق موثر باشد.
برای ارسال نظرات، روی دایره سبز رنگ کنار عنوان هر پست کلیک کنید.
مدیر وبلاگ : علی صارمی
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برای دانلود فرمهای داوری و ملاکهای توصیفی داوری اینجا کلیک کنید 

برای دریافت فایل انتخاب موضوع اینجا کلیک کنید
توجه:اگر فایل pdf بعد از دانلود باز نشد اسم فایل را به انگلیسی تغییر دهید

ضمنا موضوعات جالبی در جزوه بالا در قسمت آزمایشهای آشپزخانه ای وجود دارد

 
وبلاگ آموزشی بسیار مناسب برای پروژه های دانش آموزی 

www.jaberebnehayyan.blogfa.com




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




پنجشنبه 18 مهر 1392 :: نویسنده : علی صارمی

کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند


كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء می‌كنند دیر منطق راقبول می‌كنند و بیشتر غیر منطقی هستند


كسانی كه از خطوط عمودی استفاده می‌كنند لجاجت و پافشاری در امور دارند


كسانی كه از خطوط افقی استفاده می‌كنند انسان‌های منظّمهستند


كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشیده‌اند


كسانی كه پیچیده امضاء می‌كنند شكّاك هستند


كسانی كه در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را درفامیل برتر می‌دانند


كسانی كه در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند


كسانی كه اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند


كسانی كه به حالت دایره و بیضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه می‌خواهند به قله برسند


بی شک بیان مطالب افکار مختلف نشانه ی تائید آن نمی باشد





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :





(از بالا راست: داریان شیرازی، بابک پهلوان، آرش فردوسی، پریسا تبریز)

در فهرست «ستارگان آینده فناوری جهان» مجله فوربس تحت عنوان Forbes' 30 Under 30 List اسامی 30

 محقق جوان زیر 30 سال به دلیل دستاوردهای برجسته آنها در حوزه فناوری درج شده که نام چهار جوان

ایرانی نیز در این فهرست دیده می شود. تبریز، شیرازی، پهلوان و فردوسی جوانان نام آور ایرانی هستند که

 نام آنها در فهرست برترین های فناوری به چشم می خورد.

«پریسا تبریز» 29 ساله از متخصصان برجسته امنیت شبکه، به عنوان مشاور و مسئول بخش آموزش امنیت محصولات با شرکت گوگل همکاری می کند.

«داریان شیرازی» 26 ساله بنیانگذار شرکت Radius Intelligence است که ابزارهای نوین برای کشف چشم اندازهای جدید، تحقیقات و بروز نگه داشتن داده های CRM را ارائه می دهد.

«بابک پهلوان» 29 ساله مدیرعامل شرکت CleverSense و مبتکر برنامه نرم افزاری Arthur ویژه تلفن همراه آیفون است.

«آرش فردوسی» 27 ساله یکی از بنیانگذاران شرکت DropBox بعنوان ارائه دهنده ابزار به اشتراک گذاری فایل ها با بیش از 100 میلیون کاربر محسوب می شود.

در این فهرست نامهای دیگری همچون «مارک سوکربرگ» مدیرعامل Facebook، «دیوید راسنکو» مدیرعامل Weebly و «جک آبراهام» مدیر محلی eBay دیده می شود.





نوع مطلب : عمومی، خبری، 
برچسب ها :




<a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=sms" title="پیامک">اس ام اس</a> میلاد پیامبر و امام صادق (ع)
بلغ العلی بكماله
كشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع تبریك وتهنیت باد

تولید کفش‏های منقش به جملات مقدس توحید و نبوت هستند، خشم تعداد زیادی از مسلمانان را برانگیخته است.
"شركت تولید کفش‌های راحتی و ورزشیKeds " کفش‌‏هایی تولید کرده که جملات مقدس "لا اله الا الله" و "محمد رسول الله" بر آنان نقش بسته است!
نوشتن این دو جمله از آیات قرآن کریم، که توهین آشکار به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان محسوب می شود، خشم بسیاری از مردم را برانگیخته است.

  
کفش‌هایی که "لا اله الا الله" و "محمد رسول الله" بر آنان نقش بسته است!! (+<a href="http://tehrankids.com" >عکس</a>)
 
 
اگرچه این شرکت آمریكایی ممکن است در توجیه حرکت خود ادعا کند که این کفش را از پرچم کشور عربستان الگوبرداری کرده است، اما "تجربه‏ی جام کنفدراسیون‏ها" و نیز "لزوم توجه طراحان صنعتی و تولیدکنندگان به حساسیت‏های مردم"، جای هیچگونه بهانه‏ای برای این شرکت باقی نمی‏گذارد و مسلمانان جهان را نسبت به شیطنت‏آمیز بودن این حرکت، مطمئن می‏سازد.
سال 1997 و در جریان اولین دوره مسابقات فوتبال کنفدراسیون‏ها در عربستان، یک شرکت خارجی تولید نوشابه، لیوان‏های یک‏بارمصرفی با پرچم عربستان تولید و عرضه کرد که به دلیل داشتن جملات مقدس مذکور، اعتراض شدید مسلمانان را برانگیخت.
در پی تولید این کفش‏ها، کاربران مسلمان اینترنتی، با ارسال ایمیل‏های انبوه، خواهان تحریم محصولات شرکت
Keds شده‏اند.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




جایزه دوم مسابقه بین المللی طراحی پوستر «مبارزه با خشونت علیه زنان» به یک طراح ایرانی تعلق گرفت.
«
نادیا آقا بیگی» در مسابقه بین المللی طراحی پوستر شهر  فون تنی- سو- بوآفرانسه) مقام دوم را کسب کرد. این کمپین که به منظور مبارزه و جلوگیری از خشونت علیه زنان، طراحان حرفه ای را از سراسر جهان به رقابت  فراخوانده  بود در ماه نوامبر برگزار شد و آثار شرکت کنندگان برتر را به نمایش گذاشت.
 
پوستر جالب یک ایرانی در حمایت از زنان! + <a href="http://tehrankids.com" >عکس</a>
 
 
اعضای هیات داوران این مسابقه را  پیر برنارد ، فیلیپ شاو ، پاسکال بیژون، ژولیت ویسبکوایولین شاو تشکیل می دادند. این رویداد توسط فون تنی-آن-سن(انجمن برگزارگنندگان گرافیک خیابانی) و با همکاری نمایندگان حقوق برابر برای زنان، برگزار و از حمایت مالی اداره محلی امور فرهنگی ایل-دو-فرانس (DRAC) برخوردار می باشد.



نوع مطلب : عمومی، خبری، 
برچسب ها :







یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر مسلمون میگه:

 چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای مسلمون اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو تحمل كنن؟؟

 پسر مسلمون لبخندی میزنه و میگه:

 ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟و هر مردی میتونه ملكه انگلستانو لمس كنه؟

 پسره انگلیسی با عصبانیت میگه:

 نه!مگه فرد عادیه فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!!

 پسر مسلمون میگه:

 خانومای ما همه ملكه هستن!!!!!




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




تنها مسابقه <a href="http://tehrankids.com" >زیبا</a>یی <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">زنان</a> در عربستان


 




«سکینه الزایر»، یکی از شرکت کنندگان در مسابقه ملکه زیبایی است. بدن و صورت او به طور کامل در زیر یک عبای بلند مشکی و یک روبند اسلامی‌پنهان شده و از این رو هیچ کسی نمی‌تواند حدس بزند که سکینه چه شکلی است.
در تنها مسابقه زیبایی عربستان که بین زنان برگزار می‌شود داوران هیچ توجهی به صورت یا اندام فرد شرکت کننده ندارند.
در این مسابقه فردی برتر است که بهترین خصوصیات اخلاقی و احترام به والدین را از خود بروز دهد.

«خضراء المبارک» مسوول برگزاری این مسابقه می‌گوید: “هدف این مسابقه، سنجش میزان تعهد شرکت کنندگان به اصول اخلاقی اسلامی‌است. این مسابقه جایگزینی برای سایر مسابقات زیبایی است که تنها اندام و ظاهر زنان را ملاک قرار می‌دهند.”

وی می‌افزاید: “برنده این مسابقه لزوماً زیبا نخواهد بود. ما به زیبایی روحی و اخلاقیات توجه می‌کنیم

 

 
مسابقه انتخاب ملکه زیبایی اخلاقی در عربستان روز شنبه با حضور نزدیک به ۲۰۰ شرکت کننده آغاز خواهد شد. شرکت کنندگان باید ۱۰ هفته را در کلاس هایی بگذارند و سپس از آنها آزمون به عمل خواهد آمد.

به علاوه شرکت کنندگان یک روز تمام را در خانه ای بزرگ به همراه مادران خود سپری خواهند کرد و در این مدت رفتارهای آنها و نحوه برخورد با مادرشان تحت نظر داوران زن قرار خواهد گرفت.

المبارک می‌گوید: “از آنجا که این مسابقه پخش تلویزیونی نمی‌شود و مردان حضور ندارند شرکت کنندگان می‌توانند روبندها و عباهای مشکی تمام قد خود را که همواره در ملاعام می‌پوشند درآورند.”

مسابقه ملکی زیبایی اخلاقی، آخرین نمونه از تلاش کشورهای اسلامی‌برای مقابله با گسترش نفوذ فرهنگ های منحط غربی از طریق اینترنت و شبکه های ماهواره ای در منطقه محسوب می‌شود.

امسال دومین سال برگزاری این مسابقه است و شمار شرکت کنندگان از ۷۵ زن در سال ۲۰۰۸، نزدیک به سه برابر افزایشداشته است. شرکت در این مسابقه برای زنان بین ۱۵ تا ۲۵ سال آزاد است. نام فرد برنده و نفرات دوم و سوم در ماه جولای اعلام خواهد شد. ملکه حدود ۲ هزار و ۶۰۰ دلار جایزه دریافت خواهد کرد و به نفرات دوم و سوم نیز هر یک هزار و ۳۰۰ دلار پرداخت خواهد شد.

«زهرا الشرفا» برنده سال گذشته می‌گوید، این مسابقه انگیزه ای برای زنان جوان است تا توجه بیشتر خود را به والدینشان نشان دهند: “من به شرکت کنندگان امسال می‌گویم که برنده شدن مهم نیست، موضوع مهم، تمکین از والدین است.”

در سراسر جهان عرب، مسابقات زیبایی معدودی برگزار می‌شود. یکی از معروف ترین این مسابقات، مسابقه ای است که هر سال در لبنان برگزار شده و طی آن شرکت کنندگان با لباس های باز در برنامه تلویزیونی حاضر شده و به سئوالاتی درباره اطلاعات عمومی‌و …پاسخ می‌دهند.

عربستان قبلاً سابقه برگزاری چنین مسابقاتی را نداشت و تنها این مسابقات بین گوسفندها، شترها و سایر حیوانات برگزار می‌شد تا آنکه سال گذشته اولین دوره مسابقات زیبایی اخلاقی در این کشور پایه گذاری شد.
دومین دوره این مسابقات نیز از روز شنبه در شهر شیعه نشین صفوه در استان قطیف آغاز خواهد شد در حالی که اکثر شرکت کنندگان آن از شیعیان محلی هستند اما به گفته مبارک، امسال مسلمانان سنی نیز می‌توانند در این رقابت ها شرکت کنند.
سکینه الزایر دانشجوی ۲۴ ساله مدیریت بین المللی می‌گوید به این دلیل در مسابقات ثبت کرده که وی عیناً شبیه مادرش است و به خدمت گذاری به والدینش افتخار می‌کند.
وی با اشاره به مسابقه مشابهی در لبنان که زیبایی ظاهری را ملاک قرار داده است می‌گوید: “این مربوط به اختلافات فرهنگی است، در عربستان این مسابقات از نظر اصول اسلامی‌غیرقابل قبول است”.

«اوصاف المسلم» یک شرکت کننده زن دیگر نیز می‌گوید، اگر در این مسابقه برنده نشود چندان اهمیتی نخواهد داشت چرا که چیزهای مهم تری را بدست خواهد آورد: “من افتخار می‌کنم تا به همه نشان دهم که با دیگران برسر خدمت گذاری به والدینم رقابت می‌کنم”.




نوع مطلب : خبری، عمومی، 
برچسب ها :




ابتکار:تعدادی از اعضای جنبش عدالتخواه دانشجویی در اعتراض به آتش سوزی کلاس درسی در روستای شین‌آباد، با در دست داشتن بخاری نفتی مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش حاضر شدند.به گزارش ایسنا، این مراسم نمادین که به گفته برگزارکنندگان با هدف هدیه دادن بخاری نفتی به وزیر آموزش و پرورش به علامت اعتراض به فوت یک دانش‌آموزر و مجروحیت چندی دانش‌آمو دیگر در اثر آتش سوزی در مدرسه با بخاری نفتی برگزار شد، با برخورد نیروهای حراست آموزش و پرورش و کارکنان این وزارتخانه مواجه شد و به گفته دانشجویان بخاری مذکور توسط این نیروها ضبط شد.



نوع مطلب : عمومی، خبری، 
برچسب ها :




البته خودم با بخشی از حرفای ایشون موافق نیستم!!!!!!
سخنرانی فراموش نشدنی ویکتور هوگو بزرگ‌ترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه در مجلس فرانسه که بعنوان یکی از تاثیر گذارترین سخنرانی های دو قرن اخیر همواره در یادها خواهد ماند.
متن سخنرانی مذکور که ترجمه استاد شجاع الدین شفا می باشد در پی خواهد آمد:
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن حکومت بیشتر از یک قاتل عادی حق قاتل شدن نداشته باشد، و وقتیکه بصورت حیوانی درنده حمله کند، با خودش نیز چون با حیوانی درنده عمل شود. 
 
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن جای کشیش در کلیسای خودش باشد و جای دولت در مراکز کار خودش، نه حکومت در موعظه مذهبی کشیشان دخالت کند و نه مذهب به بودجه و سیاست دولت کاری داشته باشد.

برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن آموزش عمومی و رایگان، از دبستان گرفته تا کلژدوفرانس، همه جا راه را به یکسان بر استعدادها و آمادگی ها بگشاید. هرجا که فکری باشد کتابی نیز باشد. نه یک روستایی بی دبستان باشد، نه یک شهر بی دبیرستان، نه یک شهرستان بی دبیرستان،و 
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن بلای ویرانگری بنام گرسنگی جایی نداشته باشد. شما قانونگزاران، از من بشنوید که :
 
فقر آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است .
رنج فقر رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است. 
احتضار طولانی فقیر است که مرگ حاد توانگر را به دنبال میاورد. 
فقر بدترین دشمن نظم و قانون است.
فقر نیز، همانند جهل، شبی تاریک است که الزاما میباید سپیده ای بامدادی در پی داشته باشد
  
 




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




پاسخ حسین قدیانی به گیر دادن های اخیر به صدا و سیما به خاطر پخش برنامه خنده بازار بعد از زلزله 

یک: خوب یادم هست غروب روز غم انگیز تشییع باشکوه پیکر مطهر حضرت روح الله، با جمعی از هم مدرسه ای ها، خسته و درمانده از یک داغ عظیم، نشسته بودیم پای اخبار صدا و سیما که بالطبع فقط امام بود و امام، اما ناگهان گوینده اخبار به عنوان آخرین خبر، گفت: کوپن شماره فلان از سری کوپن های بسیج اقتصادی اعلام شد! اعلام این کوپن توسط جناب افشار همانا و درگرفتن بحثی شدید میان ما همانا. از جماعت، اغلب شاکی بودند که الان چه وقت این خبر بود؟! لیکن معلم پرورشی که علاقه اش به امام، اگر از من و ما بیشتر نبود، قطعا کمتر هم نبود، در یک کلام، اشاره به نکته حکیمانه ای کرد؛ «زندگی را نمی شود تعطیل کرد» و بعد ادامه داد: «حتی بعد از خمینی، فردا هم روز خداست و روح امام، آن روز از دست ما آزرده می شود که به بهانه اقامه عزا برای ایشان، در خدمت رسانی به مردم و اداره امور و کسب و کار و بار، خلل وارد کنیم. پس سوگواری سر جای خود، اعلام کوپن جدید هم سر جای خود».

دو: این روزها از دوست گرفته تا دشمن، و از بچه حزب اللهی گرفته تا دوم خردادی و بالاترینی و منتقد و معتقد و معاند و… جملگی در کوبیدن رسانه ملی، به مسابقه با هم مشغول اند. ظاهرا علت این هجمه عجیب، هیچ نیست الا اینکه چرا صدا و سیما در روز نخست زلزله شمال غرب کشور، منفعلانه و بی خیال با این حادثه تلخ برخورد کرد؟! در این باره گفتنی هایی هست:

دو/ ۱: صرف اینکه ما خودی ها، بیشتر از غیر خودی ها و نخودی ها و دشمن، صدا و سیمای جمهوری اسلامی را بکوبیم و در این کوبیدن، گوی سبقت را با سرعت از همگان برباییم، صرف نظر از میزان قصور رسانه ملی، و اینکه چقدر حق با ماست یا نه، عملی از سر بی بصیرتی است. اولا نقد اگر هم حق باشد باید منصفانه بیان شود و ثانیا باید بدانیم که اولین، مهم ترین و اساسی ترین وظیفه ما این نیست که دم به ساعت و با دلیل و بی دلیل از نهادهای نظام انتقاد کنیم. انتقاد از صدا و سیما فی حد ذاته بصیرت نیست. وظیفه هم نیست.

دو/ ۲: بر عکس اغلب مشاغل، اهل قلم به سبب نشر کارشان در عیان مردم، چیز خاصی برای پنهان کردن ندارند. به شهادت نوشته هایم تا همین آن، هرگز آدم محافظه کاری نبوده ام و آنجا که نقدی را لازم می بینم، خیلی در بند این نبوده و نیستم که طرف از سران قواست یا جایی در مایه های صدا و سیماست یا چیست و کیست. همیشه آزادانه حتی گستاخانه نظرم را داده ام. اشتباه هم اگر نوشته ام، بعضا به صدقه سر صداقتم مورد بخشش منتقدین قرار گرفته ام. از سویی به سبب شهادت شناسنامه و تبار به آذری بودن خود افتخار می کنم و اگر چه نه مدال المپیک بر سینه دارم و نه ستاره سینما هستم و نه آدم مهمی، دوست می دارم داغ دیده های زلزله شمال غرب میهن عزیزم مرا نیز در غم خود حقا و قلبا سهیم بدانند. به ویژه افسران آشنای جنگ نرم از آن نواحی غیور آذری از وب نویس گرفته تا غیره.

دو/ ۳: اما منهای هر حدیث نفسی، آرمان گرایی و واقع گرایی با هم معنی می یابند. یک وقت هست که ما از رسانه ملی گله می کنیم؛ چرا هم زمان با داغ زلزله، «خنده بازار» روی مخ مخاطب داغ دار پخش می کند؟! اما مع الاسف یک وقت هست که ما در زدن رسانه ملی از دشمنان هم پیشی می گیریم و مرز باریک نقد و تخریب را مراعات نمی کنیم و منصفانه موضع نمی گیریم و وقتی به خود می آییم که متوجه می شویم سایت های دشمنان از روی دست وبلاگ های دوستان، منفی و مثبت رسانه ملی را به هم گره و با هم می زنند! آیا این عملی از سر بصیرت است؟!

دو/ ۴: در نقد جایی از جنس صدا و سیما یعنی صدا و سیمای نظام مقدس جمهوری اسلامی، و در مجالی از جنس قیل و قال اخیر، بیش از هر انتقاد دیگری، لازم است حرف طرف نقد را هم بشنویم یا حداقل احساساتش را درک کنیم.

دو/ ۴/ یک: روز نخست زلزله اهر، مصادف با آخرین لیله القدر بود. حتی خود زلزله زدگان عزیز نیز غالبا برای «علی» پیرهن مشکی به تن داشتند و اگر نبود که به ویرانه آوار دچار آمده بودند، دنبال احیا بودند و مثل همه ایرانیان، قرآن سر گرفتن. آیا رواست از صدا و سیما به حدی و به گونه ای انتقاد کنیم که گویی نشان دادن مراسم احیای رمضان الکریم، مخل خبررسانی زلزله بوده است؟! گاهی بی آنکه خود بخواهیم از نقد ما برداشت بدی توسط دشمن می شود که در این مواقع هوشیاری بهتر است. بگذارید همین جا به نقل دوستی اشاره کنم از بچه های بسیجی عضو هلال احمر. «سعید داوری» می گفت: شب نخست زلزله، زن جوانی را دیدم که در لا به لای آوار، دنبال چیزی می گردد و خاک ها را مدام جا به جا می کند. رفتم جلو و به آن خانم گفتم: کاری هست، کمک تان کنم. فکر می کردم دنبال جسد بچه اش یا پیکر پدر و مادرش می گردد، اما آن زن به من گفت: دارم دنبال جانمازم، چادرنمازم، قرآنم می گردم! برادرم، خواهرم! این زن زلزله زده ماست. با این حساب، آیا رواست رسانه ملی را طوری بکوبیم که دشمن از آب گل آلود برای خود ماهی علیه لیله القدر بگیرد؟!

دو/ ۴/ دو: دگر بار نکته مطلع این نوشتار را بخوانید. اگر عزاداری برای امام و اعلام کوپن هر ۲ سر جای خود لازم است، پس آزادانه و گستاخانه و صادقانه می خواهم از اصحاب رسانه ملی، تشکر کنم که شب برتر از هزاران شب و به عبارتی مشهورترین لیله القدر را حتی قربانی عزای جانکاه زلزله زدگان شمال غرب هم نکردند. خوب می دانم لااقل در این یک قلم، خود زلزله زدگان محترم نیز ولو در اوج عزا و غم، کوچک ترین نقدی به صدا و سیما ندارند چرا که آذربایجان… «آذربایجان اویاخدی، اینقلابا دایاخدی؛ آذربایجان جانباز، اینقلاب دن آیربلماز، خامنه ای دن آیربلماز». این اگر چه شعار همه اقوام ایرانی است، اما آذری ها در غیرت دینی و شهامت انقلابی سرآمدند و زلزله زده و غیر زلزله زده، خود را «فدای علی»، «فدای شب قدر»، «فدای انقلاب» و «سرباز فدایی خامنه ای» می دانند. ما اگر به «۹ دی» می نازیم، آذربایجان اما به «هشتم و نهم و دهم دی ۸۸» می نازد و هر جا سخن از دین و انقلاب و خدا و خمینی و خامنه ای است، آذربایجان قوم پیشتاز است و زن زلزله زده اش دنبال چادرنماز. «سعید داوری» می گفت: همان شب اول در بدترین حالات داغ و عزا و زلزله که حتی خدا هم خیلی مسائل را آسان گرفته است، نه خللی به غیرت مردان زلزله زده وارد آمد و نه آسیبی به حجاب زنان داغ دار. جالب بود! دست پیرزنی را خواستم بگیرم بیاورمش جای بهتری، گفت: خیر ببینی جوان، از گوشه چادرم بگیر! این است مادر پیر داغ دار قصه آذربایجان.

دو/ ۴/ سه: تجربه زلزله بم برای رسانه ملی درس هایی در برداشت. متاثر از خبررسانی آن زمان صدا و سیما، یکی از مهم ترین، بلکه مهم ترین مشکل اهل امداد از سپاه شریف تا بسیج عزیز تا بچه های ارتش تا مخلصین هلال احمر و… این بود که به قول معروف، دست، هم برای اهل خدمت زیاد شده بود و هم احیانا برای خیانت و سوء استفاده از اموال و اقلام بر زمین مانده توسط عده ای نا به کار. بدیهی است در چنین فضای شلوغ پلوغ و بی نظمی، امر خدمت رسانی کندتر از حد معمول صورت می گیرد و چه بسیار که مخلصانه برای کار آمده بودند اما فی الواقع مزاحم حرفه ای های امر امداد شده بودند. در زلزله اخیر که البته به لحاظ میزان تلفات، شکر خدا اصلا قابل قیاس با زلزله بم نیست، رسانه ملی از تجربه خبررسانی خود در زلزله غم بار بم بهترین بهره را گرفت و این تجربه اندوزی، اتفاقا نقطه قوت کار بچه های صدا و سیما به ویژه در نخستین ساعات زلزله بود. از سویی دیگر صدا و سیما، رسانه ملی است و تا از صحت و سقم اخبار مطلع نشود، نمی تواند به همان راحتی سایر رسانه ها، مرز خبر و شایعه را درنوردد. لذا در خبررسانی خود، خبر نخوردن و صبر کردن را باید هم زمان لحاظ کند. منصفانه باید اعتراف کرد؛ رسانه ملی با در نظر گرفتن همه این مسائل، به هیچ وجه «مردود زلزله» نبوده است، که می بینیم بعد از اندکی تانی و تامل، به خوبی در حال پوشش اخبار این حادثه دلخراش است. هم کارهای صورت گرفته را پوشش می دهد، هم ضعف ها را. هم سفرهای دست اندرکاران خدوم را، هم خطرها را. از اینها گذشته، آیا این همه جار و جنجال، خود بهترین سند نیست که صدا و سیما گذشته از همه نقاط ضعفش، بالاخره «رسانه ملی» است و بیش از هر رسانه دیگری، «برد» و «بیننده» در ابعاد سراسری دارد؟! اگر بنا به ادعای عده ای؛ رسانه ملی بیننده ندارد و جنگ رسانه ای را به ماهواره ها باخته است، پس چرا این همه مهم است پوشش اخبار توسط صدا و سیما؟!

دو/ ۵: من نمی دانم مردود این زلزله کیست و این را نیز نمی دانم که عناوینی از این دست، چه کمکی به زلزله زده ها می کند، لیکن قرار نیست عمده بار امداد روی دوش آحاد ملت، بسیج سرافراز، سپاه فداکار، عزیزان هلال احمر، خادمین وزارت بهداشت و… باشد، اما پزش را بعضی مدعیان دروغین اصلاحات بدهند! از فتنه ۸۸ همه اش مگر چقدر گذشته است؟! آیا رسانه های موسوم به اصلاحات، آیا اهل و عیال فتنه، آیا سایت های آن ور آبی، همان ها نبودند که رای پابرهنه های اهر و ورزقان و هریس و… را اصولا داخل آدم حساب نکردند؟! آیا این دایه های مهربان تر از مادر برای زلزله زده ها، همان ها نبودند که آرای روستاییان من جمله همین روستاییان آذربایجان را «دروغ» و «تقلب» خواندند؟! آیا این آتش بیاران معرکه، همان ها نبودند که رای «ف. ه» و «م. ه» را فقط چون «ف. ه» و «م. ه» اند، بر آرای این زلزله زده های روستایی غلبه دادند؟! و عمله «شورش اشرافیت بر جمهوریت» شدند؟! چه شده که حالا و در اوج وقاحت، سخنگوی درد اهل حاشیه پردرد شده اند؟! اف بر فتنه گران که از رای زمان زنده بودن قربانیان زلزله گذشتند، اینک اما در قساوتی بی مانند، کاسبی با جان نداشته شان می کنند!

¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

اگر چه المپیک تمام شد، اما باید مدال صبر داد به زلزله زدگان عزیز آذری. باید مدال «بنی آدم اعضای یک پیکرند» داد به آحاد ملت ایران که نه در بم، نه در اهر، نه هیچ کجای دیگری، تنها نمی گذارند هم وطن خود را. باید باز هم مدال داد به مدال آورندگان المپیک. به ورزشکاران، دلاوران، نام آوران، که الحق مایه گذاشتند برای هم میهنان زلزله زده خود. رجب طیب بهتر است به فکر گرسنگان کشور خود، یا به فکر شهرهای لب مرز ترکیه باشد! آقای اردوغان! ایران، سوریه نیست که به اسم آمبولانس، تروریست بالانس کنی برایش! هر چند تاوان سوریه را هم پس خواهی داد! ان شاء الله بنده خدا! ما خودمان ذغال فروشیم؛ تو و اوباما و نتانیاهو و پرز و القاعده و سلفی ها و تروریست ها را یک جا رنگ می کنیم و ۳ سال بعد از فتنه ۸۸ پرچم جمهوری اسلامی را حتی در لندن بالا می بریم! آقای اوباما! ما زلزله زده های مان داخل چادر می روند؛ این صد شرف دارد که متاثر از زلزله ۹۹ درصدی، در خیابان وال استریت با گاز فلفل به جان چادرنشینان آمریکایی بیافتی! اگر چه المپیک تمام شد، اما ایران، انگلیس نیست؛ ما ایرانی ها برای هم جان می دهیم، به خاطر یک بطری آب معدنی به جان هم نمی افتیم! دیروز ما همه بمی بودیم، امروز ما همه اهری هستیم. ایرانی جماعت، خواه ترک باشد، خواه کرد، خواه لر، خواه عرب، خواه فارس، خواه بلوچ، خواه ترکمن، زمینش شاید بلرزد، اما ایمانش به دین، به آئین، به شب قدر، به چادرنماز، به قرآن، به «علی» و کوری چشم دشمن به «سیدعلی» نمی لرزد. زلزله زده های ما فردا پس فردا از چادر به خانه هایی نو کوچ خواهند کرد، اما فردا پس فردا… همین امروز بر اندام ناساز و ناراست نظام سلطه، آنچه از همه دیدنی تر است، «زمین لرزه» نیست، بلکه «زمان لرزه» است. زلزله فقط «پس لرزه» ندارد. بیداری اسلامی، «پیش لرزه ظهور» است. دوستم از شب نخست زلزله می گفت: «دعا برای فرج امام زمان(ع) می کردند، کسانی که خود محتاج دعا بودند و خیلی داغ دیده بودند، خیلی!»





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : علی صارمی

خداوندا، ماه رمضان و ضیافت نورانی ات در سال 91 رو به پایان است ... با به پایان رسیدن این ماه ما را از گناه پاك نما و از نیكبخت‏ ترین كسانى قرار ده كه در آن به عبادت تو پرداخته‏ اند و بیش از همه از آن بهره یافته‏ اند ...


کم کم غـــروب مــــاه خــــدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اللّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمةِ
وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ
وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ
وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة

أسْئَلُکَ بَحَقِّ هذا الْیوَمِ الّذی جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّی اللهُ عَلیْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ کرَامَتاً وَ مَزیداً، أن تُصَلّی عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلنی فی کُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُکَ عَلَیُهِ وَ عَلَیْهِمْ، اللّهُمَّ إنی أسْئَلَکَ خَیرَ مٰا سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِکَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُکَ الْمُخْلِصوُنَ.

بارالها، به حق این روزى که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادى از تو می ‏خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.





نوع مطلب : عمومی، خبری، 
برچسب ها :




پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : علی صارمی

سخنرانی مکتوب از شهید حاج شیخ احمد کافی اعلی الله مقامه

جوانهای عزیز شما را به خدا داستان واقعی قرآنی زیر را درباره اثر نیکی به پدر و مادر را بخوانید و از آن درس بگیرید :

یكى از جوانان بنى‏ اسرائیل شغلش تجارت بود و وضع مالى بسیار خوبى‏ داشت‏0 او پدر فقیرى داشت كه گاهگاهى به او سر مى زد0 اى آنهایى كه دستتان به دهانتان مى رسد و والدینتان فقیرند، بیشتر مراعات ایشان را بكنید چرا كه آنها از پیرى به اندازه كافى‏ شكسته شده اند و دیگر تحمل دل شكستگى از بى‏ اعتنایى و رفتارها و گفتارهاى تند شما را ندارند0 بگذریم، یكبار ده پانزده روز گذشت و جوان دید كه از پدرش خبرى نشد0 وقتى كه به خانه‏ پدرى آمد دید كه ایشان از لحاظ مالى وضعشان‏ بسیار آشفته و پریشان است‏0 آنگاه بود كه تصمیم‏ گرفت تا والدینش را به نزد خود ببرد0 اما دلش هم نمیخواست كه فقر مالى ایشان را به رخشان بكشد و میخواست كه پیشنهادش را كاملا مودبانه مطرح‏ كند، اما چگونه ؟ مى دانید چه كرد ؟ گفت : بابا جان، من از شما گله اى دارم‏0 پدرش پرسید : از من ؟ چه گله اى دارى ؟ مگر من چه كرده ام ؟ گفت‏ : بابا جان، من پدرى به كم لطفى شما ندیده ام‏0پدرش پرسید : چطور ؟ گفت : شما پسرت را روى این ‏همه ثروت انداخته اى ( مى گوید " تو " انداختى‏، نمى گوید كه " خودم " پیدا كرده ام ) و خودت‏ را كنار كشیده اى و راحت كرده اى آیا فكر این‏ را نكردى كه من - جوان خام بى تجربه - ممكن است‏ كه یكوقت اشتباه كنم ، هم خود گرفتار بشوم ، هم‏ شما از آتش اشتباه من بسوزى ؟ آخر چرا قدمى‏ براى راهنمایى من برنمیدارى ؟ به این ترتیب‏ پیشنهادش را آنگونه بیان كرد كه پدرش فكر كند واقعا این فرزندش است كه محتاج اوست نه برعكس‏0او اینگونه پدرش را مودبانه بنزد خود برد و سر جاى خودش نشاند0 كارگرانش را هم جمع كرد و گفت‏ : شما تا حالا چند نفر بودید ؟ گفتند : دوازده‏ نفر0 گفت : از امروز این مغازه سیزده كارگر دارد0 پرسیدند : سیزدهمى كیست ؟ جواب داد : خود من‏0 باز پرسیدند : پس كارفرما و رئیس كیست ؟ گفت : پدرم‏0 ( جوانها ! اگر به پدرتان احترام‏ بگذارید، در اصل به خودتان احترام گذاشته اید )یكروز پدر قبایش را از تن درآورد، تا كرد، زیر سرش گذاشت و خوابید0 پسر هم پشت میز تجارت‏ نشست‏0 مدتى نگذشته بود كه یك مشترى به مغازه‏ آمد و گفت : آقا از این نوع گندم چقدر دارى ؟ پسر گفت : چقدر میخواهى ؟ پاسخ داد : خیلى‏0 پسر هم گفت : من هم خیلى دارم‏0 مشترى گفت : مثلا دویست تن‏0 او گفت : اشكالى ندارد0 من سیصد تن‏ هم دارم‏0 در باره قیمت هم توافق كردند و پسر پولها را نقدا گرفت‏0 خریدار گفت : جنسها را رد كن كه تحویل بگیرم‏0 پسر گفت : جنس را فردا تحویل میدهم‏0 مشترى پرسید : چرا ؟ پاسخ شنید : امروز جنسها در انبار است‏0 گفت : به این‏ كارگرها بگو تا جنسها را بیرون بیاورند كه من‏ فردا نمیتوانم بیایم‏0 پسر گفت : در انبار بسته‏ و كلید قفلش در جیب پدرم است‏0 او هم قبایش را درآورده ، زیر سرش گذاشته و خوابیده است‏0 من‏ حاضر نیستم كه بخاطر مال دنیا پدرم را از خواب‏ بیدار كرده و ناراحتش كنم‏0 میخواهى برو فردا بیا نمیخواهى پولت را پس بگیر0 مشترى هم پولش‏ را پس گرفت و رفت‏0 ساعتى گذشت و پدر بیدار شد0پرسید : پسر جان ! معامله اى انجام دادى ؟ گفت‏ : نه، پدر جان‏0 باز پرسید : اصلا مشترى نیامد ؟ گفت : چرا، آمد0 اتفاقا اگر معامله مان شده‏ بود0 خیلى هم عالى بود، اما تقدیر ما نبود0 پدر پرسید : چطور تقدیر ما نبود ؟ پسر گفت : كم و زیاد میكرد0 پدر گفت : تو هم كم و زیاد میكردى‏0گفت : كم و زیاد هم كردیم ، قیمت ما را هم قبول‏ كرد، اما او عجله داشت و جنسها را همان موقع‏ میخواست ، جنسها هم كه در انبار بود0 پدر گفت : خوب جنس را از انبار بیرون مى آوردى‏0 گفت : درش‏ قفل بود و كلید آن در جیب شما بود0 شما هم كه‏ خوابیده بودید، نمیخواستم بیدارتان كنم‏0 پدر دست در جیبش كرد و وقتى كه دید كلید در جیب‏ اوست خیلى ناراحت شد0 با خودش گفت : حالا ما به‏ پسرمان سودى نمى رسانیم هیچ ، به او ضرر هم مى‏ زنیم‏0 بعد رو به پسرش كرد و گفت : پسر جان ! از این همه محبت تو ممنونم‏0 اى كاش مى توانستم‏ جبران كنم اما من كه به جز یك گاو چیز دیگرى‏ ندارم‏0 این گاو را به تو مى دهم ، یك دعا هم‏ روى آن مى گذارم ( جوانها ! گاو یا ارث پدر مهم‏ نیست، دعاى پدرست كه مهم است )0 آنوقت چنین دعا كرد : خدایا ! به بركت همین یك گاو ثروت فوق‏ العاده اى نصیب فرزندم كن كه حداقل آن ثروت را از ما بداند و ما هم سودى به او رسانده باشیم‏0 چند روز بعد از این دعا هم پدر از دنیا رفت‏0ببینید خدا چه صحنه اى درست كرد تا دعاى این‏ پدر را در مورد پسرش مستجاب كند0 از همان بنى‏ اسرائیل دو پسر عمو هم بودند كه یك دختر عمو داشتند و هر دو هم او را مى خواستند0 هر دو نفر به خواستگارى دختر عمویشان رفتند0 پدر دختر كه‏ نمیدانست چه كند زرنگى كرد و گفت : من كه‏ نمیخواهم با شما ازدواج كنم‏0 این دختر من است‏ كه باید زن شما بشود0 دختر جان ! كدام یك از پسر عموهایت را میخواهى ؟ دختر هم با زرنگى بیشتر پاسخ داد : پدر جان ! باید فكر كنم‏0 شب به شما میگویم‏0 شب كه شد دختر به پدرش گفت : بابا جان‏ ! من به ثروت و زیبایى پسر عموهایم نگاه نمى‏ كنم بلكه من آنرا كه دیندارتر است میخواهم‏0(اى پدر و مادرها ! شما را به امام زمان علیه‏ السلام قسم آیا شما چنین دخترى را در خانه‏ هایتان تربیت كرده اید كه بتوانید با افتخار بگویید : این دختر مال ماست ، نتیجه عمر ما و تعلیم و تربیت ماست ؟ ! ) پدرش گفت : آن یكى‏ دیدندارتر است‏0 دختر هم گفت : بسیار خوب، من هم‏ همان را میخواهم‏0 دختر را به عقد همان پسر عمویى كه دیندار بود درآوردند0 چند شب كه از ازدواج آن دو نفر گذشت پسر عموى دومى از ازدواجشان با خبر شد0 نیمه شبى به خانه آنها آمد و در زد0 پسر عمویش در را باز كرد و پرسید : كارى دارى ؟ گفت : شما دختر عمو را گرفته اى‏ و به خانه ات برده اى ؟ پاسخ داد : بله‏0 او هم‏ ناگهان شمشیر كشید و در همان كوچه سر داماد را برید0 بعد هم شمشیرش را برداشت، به خانه رفت و راحت خوابید0 نوعروس پس از مدتى كه دید شوهرش‏ نیامد به كوچه رفت و با جسد خون آلود شوهرش‏ روبرو شد0 فریاد زد : مردم ! شوهرم را كشتند0همه مردم جمع شدند0 اقوام او بیخبر از همه جا به در خانه آن پسر عموى قاتل رفتند كه به او خبر بدهند0 آن بى انصاف هم مثل اینكه از هیچ جا خبر ندارد با شیون و زارى كه : " اى واى پسر عمویم را كشتند " به سراغ بنى اسرائیل آمد و گفت : یا باید قاتل پسر عمویم را به من بدهید كه او را بكشم یا باید خونبهایش را بدهید0 همه‏ جمع شده بودند و از هم سوال میكردند : چه كسى‏ او را كشته ؟ ما كه نكشته ایم چه خونبهایى‏ بدهیم ؟ دعوا بالا گرفت و سر و صدا بلند شد تا به گوش حضرت موسى علیه السلام رسید0 آن حضرت‏ گفت : آن جوان راست میگوید ، یا باید قاتل را به او بدهید یا خونبهایش را بپردازید0 خلاصه‏ دعوا حل نشد تا جبرئیل علیه السلام آمد و مضمون این آیه را از سوى خدا مطرح كرد : و اذ قال‏ موسى لقومه ان الله یامركم ان تذبحوا بقره‏ قالوا : اتتخذنا هزوا ؟ قال : اعوذ بالله ان‏ اكون من الجاهلین‏0 ( سوره بقره / آیه 67 ) موسى‏ علیه السلام گفت : خداوند مى فرماید كه اگر میخواهید این غائله به خوبى تمام شود گاوى را بكشید و بدن آن گاو را به بدن این مقتول بزنید تا خدا این مرده را زنده كند و خودش به شما بگوید كه قاتلش كیست ! بنى اسرائیل پرسیدند : اى موسى ! آن گاوى كه خدا گفته باید چگونه باشد ؟ 000 قال انه یقول انها بقره لافارض و لابكر عوان بین ذلك فافعلوا ما تومرون‏0 ( سوره بقره / آیه 68 ) خداوند فرمود : آن گاو باید نه پیر باشد نه جوان‏0 بنى اسرائیل دوباره گفتند : قالوا ادع لنا ربك یبین لنا مالونها 000 ( سوره‏ بقره / آیه 69 ) رنگ آن گاو چگونه باید باشد ؟ قال انه یقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسر الناظرین ( سوره بقره / آیه 69 ) موسى علیه‏ السلام گفت كه خداوند مى فرماید : رنگ آن گاو باید رنگ زردى باشد كه هر كس نگاهش كند خوشش‏ بیاید0 حالا بنى اسرائیل دو نشانه از آن گاو دارند : یكى میانسالى آن و دوم رنگ زرد و شاداب‏ آن، اما هنوز هم دست برنمیدارند0 باز گفتند : اى موسى ! از خدا بخواه تا نشانه هاى دقیقترى‏ بما بدهد كه در تشخیص آن گاو دچار شك و شبهه‏ شده ایم‏0 قال انه یقول انها بقره لا ذلول تغیر الارض و لا تسقى الحرث مسلمه لاشیه فیها 00 0 (سوره بقره / آیه 71 ) موسى علیه السلام گفت كه‏ خداوند مى فرماید : آن گاو باید گاوى باشد كه‏ تا بحال از آن براى شخم و آبیارى زمین استفاده‏ نكرده باشند و نقص بدنى هم نداشته باشد0 آنها هر چه گشتند، نتوانستند گاوى را پیدا كنند كه‏ همه این چهار نشانه را داشته باشد0 براى همین ، پیش موسى علیه السلام آمدند و گفتند : نمى شود یك گاو دیگر باشد ؟ موسى علیه السلام گفت : نه‏ ، خداوند مى فرماید كه حتما باید همان گاو باشد0 در همین موقع یك نفر پیدا شد و گفت كه‏ گاوى را سراغ دارد كه همه آن نشانه ها را دارد و آنها را به در خانه همان پسر تاجرى كه پدرش‏ گاوى به او داده و برایش دعا كرده بود ، برد0همگى نگاه كردند و دیدند كه گاو پسر تمام نشانه‏ ها را دارد0 جریان را براى او تعریف كردند و آخر هم گفتند : دواى درد ما، گاو شماست ، آن را به چه قیمتى میفروشید ؟ تاجر گفت : من خیلى‏ ثروتمندم و این گاو از لحاظ مالى اصلا برایم‏ مهم نیست اما چون این گاو از پدرم به من رسیده‏ و مرا به یاد او مى اندازد دلم میخواهد كه فروش‏ آن با اجازه مادرم باشد0 آنگاه از مادرش پرسید : بنى اسرائیل گاو ما را میخواهند0 آن را به چه‏ قیمتى بفروشم ؟ مادرش گفت : به دویست درهم‏0 بنى‏ اسرائیل گفتند : ما را مسخره كرده اى ؟ گاوى را كه پنج درهم نمى ارزد ، میخواهى دویست درهم‏ بفروشى ؟ تاجر گفت : اگر نمیخواهید بروید0 آنها هم اول خواستند برگردند اما بعد از اینكه چند قدمى دور شدند به این نتیجه رسیدند كه‏ پولهایشان را روى هم بگذارند تا مسئله حل شود0 بنابر این پیش تاجر برگشتند و گفتند : این‏ دویست درهم را بگیر و گاو را بده‏0 او گفت : باید از مادرم اجازه بگیرم‏0 مادرش گفت : پسر جان ! به آنها بگو كه باید چهارصد درهم بدهند0بنى اسرائیل هم گفتند كه گاو را نمیخواهند و رفتند0 اما دوباره پشیمان شده پولهایشان را روى‏ هم گذاشته آمدند و گفتند : گاو را بده‏0 باز هم‏ مرد گفت : باید ببینم كه مادرم راضى است یا نه‏ ؟ اینبار هم مادرش گفت : پسر جان ! بگو هشتصد درهم‏0 خلاصه كار بجایى رسید كه مادر گفت : پسر جان ! اگر بنى اسرائیل گاوت را میخواهند0 باید وقتى آن را كشتند و پوستش را كندند آنرا پر از طلا و نقره كنند و برایت بیاورند0 بنى اسرائیل‏ هم كه دیدند چاره اى جز اینكار ندارند گاو را گرفتند ، كشتند، پوستش را هم پر از طلا و نقره‏ كردند و به مرد دادند0 بعد گاو كشته شده را پیش‏ موسى علیه السلام آوردند و گفتند : این هم گاو كشته شده ! حالا چه كنیم ؟ ایشان هم فرمود : دمش را به بدن این مقتول بزنید0 دم گاو را كه‏ به بدن مقتول زدند خداوند او را زنده كرد0 گفتند : پسر جان قاتلت كیست ؟ گفت : همین پسر عمو0 پسر عمو را كشتند0 این پسر عمو كه زنده شد سالهاى سال با همسرش زندگى كرد0 بیان این حكایت‏ از قرآن تنها براى یك كلمه بود كه میخواستم به‏ شما جوانها بگویم : موسى علیه السلام پس از این‏ ماجرا با خدا خلوت كرد و عرض كرد : خدایا ! من‏ میدانم‏0 تو هم میدانى كه دُم گاو مرده را زنده‏ نمیكند بلكه تو خود بودى كه آنرا زنده كردى‏0 ولى چرا هر چه بنى اسرائیل گفتند كه یك گاو دیگر ، قبول نفرمودى‏0 آنوقت بود كه خطاب رسید : اى موسى ! براى اینكه ما میخواستیم تا دعاى آن‏ پدر را درباره پسرش مستجاب كنیم






نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




سه شنبه 10 مرداد 1391 :: نویسنده : علی صارمی

تعدادی از دانش آموزان خوبم  تصمیم گرفتن تو ماه رمضان برای فقرا کمک جمع کنن و این کمک ها رو به نحو شایسته ای به دستشون برسو نن مسئول این طرح آقا مسعود آهنچی وچند تا دیگه از بچه های دبیرستان بهشتی هستن.شما هم میتونید به این بچه های خوب و دوست داشتنی در ماه خوب خدا کمک کنید.

شماره حساب قرض الحسنه ی بانك ملت به نام مسعود آهنچی:4063732113

 

شماره "شبا" كه به شما امكان واریز پول از هر بانكی رو میده:

100120010000004063732113

 

شماره كارت اقتصاد نوین برای كارت به كارت كردن:

6274129009065858 مسعود آهنچی

التماس دعا

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




به استحضار می رساند در راستای دستیابی به اهداف سند وزین تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش و تجمیع کلیه فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور هم افزایی و اقتدار تلاشهای متنوع و متعدد فرهنگیان گرامی و دانش آموزان عزیز در این حوزه و همچین...


به استحضار می رساند در راستای دستیابی به اهداف سند وزین تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش و تجمیع کلیه فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور هم افزایی و اقتدار تلاشهای متنوع و متعدد فرهنگیان گرامی و دانش آموزان عزیز در این حوزه و همچین تاکید مقام عالی وزارت شیوه نامه <<جشنواره فناوری اطلاعات و ارتباطات  وزارت آموزش و پرورش>> در ۳ بخش متنوع نمایشگاه ، دستاوردها ، مسابقات و کارگاههای آموزشی به پیوست ارسال شده است لذا شایسته است مدیران محترم برابر مفاد شیوه نامه مذکور اقدام لازم را مبذول فرمایید.

برای دانلود این شیوه نامه برای روی لینك زیر كلیك كنید.

http://festival.hoomad.ir/Files/Archive/83612603/file/kol(1).pdf

برای کسب اطلاعات و ارتباطات مورد نیاز با کمیته اجرایی ستاد از طریق تار نمای جشنواره به آدرس :

http://festival.hoomad.ir اقدام نمایید





نوع مطلب : عمومی، خبری، 
برچسب ها :




فراخوان

بزرگداشت شهادت مروه شربینی

   شهیده حجاب در مصر  

خبرگزاری فارس: فراخوان بزرگداشت سومین سالگرد شهیده حجاب در مصر

مروه شربینی اول ژوئیه سال 2009 قربانی اقدام تروریستی یک یهودی تندرو در آلمان شد، اما شهادتش با بی‌توجهی رژیم سابق مصر مواجه شد، در نتیجه جوانان انقلابی مصر تلاش دارند، برای احیای نام این زن مسلمان مصری سومین سالگرد شهادت او را با شکوه برگزار کنند.

در فراخوان منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی آمده است که سومین سالگرد شهادت مروه شربینی به روشی کاملا متمدنانه برگزار خواهد شد تا نمایشی از تسامح بین ادیان باشد.

قرار است، این مراسم غروب روز یکشنبه یکم ژوئیه2012م / 11تیرماه1391 در برابر سفارت آلمان در قاهره و به صورت تشکیل زنجیره انسانی برگزار شود. همچنین مراسم مشابهی نیز در منطقه "جلیم" در ساحل شهر اسکندریه، زادگاه مروه برگزار خواهد شد....

عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




مقام اول در رشته ابر حباب که برای دومین سال متوالی توسط دانش آموزان بروجردی کسب شد و مقام اول پرواز بالن که امسال برای اولین بار بدست آمد

برندگان هفتمین جشنواره پروژه های دانش آموزی موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

 

طلاییهای رشته پرواز بالن

۱-صبا کاکاوند ۲- هستی گردان ۳- مهتاب دارابی ۴- فاطمه سادات حسینی  ۵- نگار گودرزی

دبیر راهنمای این گروه همکار گرامیم جناب آقای نیرومند

طلاییهای رشته ابر حباب

۱-لادن باجلان ۲- نگاره گودرزی ۳- مهسا محسنی  ۴ - گلنوش کبیری  ۵- زهرا داودی  ۶- آیدا چگنی         

دبیر راهنمای این گروه هم که بنده بودم 

عکس های هفتمین جشنواره دانش آموزی تبیان ( سال 91 ):

عکس از غرفه:

عکسی از بنده به همراه آقایان نیرومند و معظمی گودرزی

http://s3.picofile.com/file/7385007311/041.jpg

عکس دسته جمعی به همراه دانش آموزان

http://s3.picofile.com/file/7385007953/046.jpg

نمایی از غرفه

http://s3.picofile.com/file/7385008595/057.jpg

دو عکس از تابلو انتقادات و پیشنهادات که مورد توجه اقشار مختلف ( از سرکار خانم فطیرخورانی دبیر کل مسابقات, جناب آقای گودرزی مدیر گروه ایمان و اندیشه رادیو قرآن و جناب آقای سلطانی از مسئولین برگزاری مسابقات تا دانش پژوهان کوچک قرار گرفت)

http://s3.picofile.com/file/7385035157/058.jpg

http://s3.picofile.com/file/7385032468/043.jpg

مسابقه پرواز بالن ها

http://s3.picofile.com/file/7385009672/090.jpg

تصویری از بزرگترین حباب ایران به ارتفاع 2 متر که توسط دانش آموزان بروجردی ساخته شده

http://s3.picofile.com/file/7385024294/Image1189.jpg

اختتامیه هفتمین جشنواره

http://s3.picofile.com/file/7385012361/094.jpg

عکس های ششمین جشنواره دانش آموزی تبیان (سال 90) :

http://s3.picofile.com/file/7385014515/IMG_0578.jpg

http://s3.picofile.com/file/7385015799/IMG_0583.jpg

* نکته مهم: البته اگر دقت کنید, تفاوت سایز من در عکس های امسال و سال پیش بسیار محسوسه!!






نوع مطلب : عمومی، خبری، علمی، آموزشی و درسی، 
برچسب ها :




10 دقیقه بعد:
10 قاشق چای خوری شکر وارد بدنتان میشود،میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟چون اسید فسفریک،طعم آن را کمی میگیرد و شیرینی اش را خنثی میکند.

20 دقیقه بعد:
قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین می شود،کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد:
حالا دیگه جذب کافئین کامل شده،مردمکهای چشم گشاد می شود،فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت،کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند.گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوک می شوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد:
ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز حالت سرخوشی ایجاد میکنند،تحریک میشوند.این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

60 دقیقه بعد:
اسید فسفریک موجود در نوشابه،داخل روده کوچک،به کلسیم،منیزیم و روی میچسبد.متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند.میزان بالای قند خون و شیرین کننده های مصنوعی،دفع هر چه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

مدتی بعد:
کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرار آور) وارد عمل میشود.حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود،بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شوند و به همراه آن مقادیر زیادی آب،سدیم و دیگر الکترولیت ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر:
کم کم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد.در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک پذیر میشوید یا خیلی کرخت و بی حال.حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید دفع کرده اید،آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر ،حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید



نوع مطلب : عمومی، علمی، 
برچسب ها :




جمعه 19 خرداد 1391 :: نویسنده : علی صارمی

آیا میدانید كه

آیا میدانید : اولین مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یكی از پادشاهان زن ایرانی.

آیا میدانید : اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .
آیا
میدانید : اولین مردمانی كه شیشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه مقیاس سنجش اجسام را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید: اولین مردمانی كه به كرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید: اولین مردمانی كه قاره آمریكا را كشف كردند ایرانیان بودند و كریستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهای ایرانی كه در كتابخانه واتیكان بوده به فكر قاره پیمایی افتادند

 

روی دیگر سکه

اولین مردمان جهان كه نخ به سكه میبستند و در داخل تلفنهای عمومی میانداختند ایرانیان بودند!
اولین مردمانی كه توانستند از كارتهای اعتباری تلفنهای عمومی استفاده كنند بدون آنكه اعتبار آن كم شود ایرانیان بودند!
اولین مردمانی كه نوشابه های تقلبی ساختند ایرانیان بودند!
اولین مردمانی كه در اولین صادرات به كشورهای شمالی ایران به جای حنا, خاك رنگی فروختند ایرانیان بودند!
اولین مردمانی كه كشف كردند دروغگویی و ریا و كلكبازی برای موفقیت ضروری است ایرانیان بودند!
اولین مردمان دنیا كه همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند چون همزمان با بخاری, پنجره ها را هم باز میكنند!
اولین مردمانی كه در گروه كم توسعه ترین كشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند!
اولین مردمانی كه فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار میكنند ولی چیزی در 500 سال اخیر برای دنیا نداشته اند!

 برای ارسال نظرات، روی دایره سبز رنگ کنار عنوان هر پست کلیک کنید.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




جمعه 19 خرداد 1391 :: نویسنده : علی صارمی

فقط خانم ها بخوانند!

خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی تحریر دراورده پس لطفا بخونید. لطفا دقت کنید که تمام ....

 برای ارسال نظرات، روی دایره سبز رنگ کنار عنوان هر پست کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5